خلاق يعني چه؟
خلاق يكي از اسامي خداوند است و به معني بسيار خلقكننده، آفريننده، آفريدگارو... در لغتنامه دهخدا معنا شده است.در اصطلاح، خلاق به كسي ميگويند كه درموقعيتهاي لازم و ضروري، در برخورد با مسائل، راهحلهايي مؤثر و كاربردي براي حلمسائل و رفع موانع ارائه ميكند. عدهاي پا را فراتر نهاده و چنين عقيده دارند كهفرد خلاق نهتنها در موقعيتهاي مختلف، ايده ارائه ميكند بلكه خود آستينها رابالا زده و تا عملي شدن ايدهاش كار را پيگيري ميكند. عدهاي نيز چون «رابرتويزبرگ» از آن جهت كه خلاقيت را كاري عادي و روزمره تعريف ميكنند، عقيده دارند كههمگان در هر لحظه در حال خلاقيتاند و در نتيجه هر كسي شايسته لقب خلاق است و مسئلهرا اين ميدانند كه كسي فعلاً به خلاقيت آنها پي نبرده است.
مثالي از اين مورد، افراد خلاقياند كه در طي زندگي خود كسي آنها را نشناخت و پساز مرگشان تازه به خلاق بودن آنها پي بردند؛ از جمله وانگوگ، نقاش بزرگ كه در فقرو گمنامي مرد. وي را بعدها بنيانگذار سبك اكسپرسيونيسم دانستند و آثار وي،بعنوان آثاري خلاق و گرانبها به شمارآمد. ولي در زمان حياتش، كسي وي را خلاقندانست و به قابليتهاي هنري او توجه چنداني نشان نداد.
عبور روزمره ما از خيابان مثال ديگري در تاييد اين موضوع است كه هر كسي راميتوان خلاق دانست. اين پندار براساس اين تعريف خلاقيت است كه: «خلاقيت كاري استنو كه تا به حال كسي آنرا انجام نداده است.» تصور كنند از خياباني شلوغ عبورميكنيد و ماشينها درحال حركت هستند. كاري كه شما انجام ميدهيد هيچكس تابهحال در جهان انجام نداده است و انجام هم نخواهد داد و حتي اگر شما دست كسي را بگيريد وبا هم از خيابان عبور كنيد باز هم هيچكدام مانند هم عبور نميكنيد.
توضيح اينكه، هيچگاه ماشينهايي كه در حال عبور از خياباناند يك وضعيت توزيعثابتي ندارند و ثانياً هيچ دونفري بصورت يكسان از خيابان عبور نميكنند (مكثهاو شروع به حركتهاي آنها با هم متفاوت است). اين، مثال قابل تعمقي است كه سؤالي رابرميانگيزد و آن اين كه اگر همه ما خلاقيم و دائم در حال خلاقيت، پس چرا خلاقيتعدهاي به چشم ميآيد و خلاقيت عدهاي ديگر خير؟ عدهاي عنوان «خلاق» را ميگيرند ومورد تشويق و توجهند و عدهاي ديگر خير؟ پاسخ شايد اين است كه براي درك خلاقيت وشناخت فرد خلاق، بايد جامعه و مردم، خلاقشناس و پذيرنده خلاقيت باشند؛ بايد نگاه «خلاقبين» پيدا كنند. مردم خلاقيتهايي را كه برايشان قابل درك و فهم است، موردتشويق قرار ميدهند و نه غير آن را. در اين نگاه هر چه اعمالي كه فرد انجام ميدهدعامالمنفعهتر شده، بهگرفتن عنوان «خلاق» نزديكتر ميشود؛ (البته اين تنها يكياز عوامل است).
براساس نظريهاي ديگر، عدهاي بر اين عقيدهاند كه هرقدر فرد دانش، مهارت وممارست بيشتري داشته و از حافظه قويتري بهرهمند بوده و قدرت تجزيه و تحليل مسائلرا از ابعاد متنوعتري دارا باشد، احتمال بيشتري دارد كه «خلاق» باشد. اكثرصاحبنظران در زمينه خلاقيت با اين فهرست صفات موافق بوده و آن را معياري براياعطاي لقب «خلاق» به فرد ميدانند؛ تقريباً تمام كساني كه براي خلاقيت فرمولارائه ميكنند.
نظرات شما عزیزان:
احسان 

ساعت17:54---22 اسفند 1391
1-اندازه فونتهات تو کل وبلاگت همسان نیست
2-فنی و مهندسیتم هیچ فنی توش نیس
3-فاصله خطوطت کمه و خطوط بعضی پستا تو هم فرو رفتن
4-بعضی متنا خیلی بلنده و بعضیا مثل من که از حوالی شیراز میان حوصله خوندنش رو ندارن
5-رنگ صفحه ت خسته کننده س
6- اسم وبلاگتم که دیگه هیچی
به نظرم تعطیلش کن بره
ممنونم که سر زدی
نکات ذکر شده رو حتما در نظر می گیرم